حميد محمد قاسمى
17
تمثيلات قرآن ( فارسى )
رايج نمىگردد . « 1 » به اين ترتيب ، « مثال » به معناى اصطلاحى آن ، با تمثلات قرآنى چندان سازگار نمىباشد ، چرا كه ركن اصلى مثالها همانا شيوع و سريان و جريان آنها در ميان مردم است و چنين ويژگى در خصوص تمثيلات قرآنى وجود ندارد ، زيرا خداوند متعال پيش از آن كه پيامبرش را از اين حقايق واقف سازد و مردم آن آيات را خوانده و بر سر زبانها رواج يابد ، از آنها به عنوان « مثال » ياد كرده است . « 2 » لذا واژه و تعبير « مثال » در قرآن امتيازش با مثالهاى ديگر در اين است كه مثالهاى قرآنى بر يك واقعه مشخص يا امر خيالى كه بر اثر تكرار در ميان مردم رواج يافته ، وآنگاه در وقايع مشابه آن به كار رود ، دلالت ندارد ، بلكه مثالهاى قرآنى بدون پيروى از سخنان مردم و بىآنكه از موارد پيش از خود تبعيّت نموده باشد خود طرحى نو در انداخت و تعابيرى جديد و هنرى ابتكار نمود به گونهاى كه از جهت تعبير و جملهبندى و دلالت ، روشى منحصر به فرد بشمار مىرود . « 3 » اقسام مثل محقّقين مثالها را از ابعاد مختلف و به روشهاى گوناگونى تقسيم بندى كردهاند . يعنى گاه مثالها را از جنبهء ظاهر و گاه از جنبهء محتوى ، گاه از جنبهء شرايط زمانى و مكانى كه مثالها در آن تكوين يافتهاند ، و گاه از جنبهء ارائه دهندگان مثال و يا طبقات و محيط
--> ( 1 ) . داستان نامه بهمنيارى ، مقدّمه ، ص « يو » ( 2 ) . الامثال فى القرآن الكريم ، جعفر سبحانى ، ص 17 . ( 3 ) . الصورة الفنّية فى المثل القرآنى ، ص 72 . همچنين بنگريد به ، اساليب البيان فى القرآن ، ص 646 . و تفسير روح المعانى ج 1 ، ص 163 .